تبليغاتX
نصیحت
خانه | آرشيو | پست های قدیمی | پست الکترونيک | پروفايل
مصاحبه با من 4
مصاحبه کننده : شما معمولا چطور متوجه می شین که راهپیمایی یا چیزی تو کشورتون نزدیکه ؟
من : وقتی جیمیل باز نمیشه یعنی فرداییش راه پیمایی هست .
مصاحبه کننده : ممنون از اینکه تجربیاتتون را با بیننده های محترم به اشتراک میزاین .
من : خواهش میشه.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه دوازدهم شهریور 1389 و ساعت 13:31 | 
مصاحبه با من 3
مصاحبه کننده : می دونید امروز چند شنبه هست ؟
من : نه 
مصاحبه کننده : شمایی که روز های هفته از دستتون رفته ، چطور روز های تعطیل خونه می مونید ؟ (اشتباهی بیرون نمی رین)
من :  صبح که از خواب بیدار می شم شیرآب رو باز می کنم اگه روز تعطیل باشه یک قطره هم آب نمیاد.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه دوازدهم شهریور 1389 و ساعت 13:28 | 
مصاحبه با من 2 - بیگ سی تی
مصاحبه کننده : به نظر شما چه افرادی می تونن برنامه نویس حرفه ایی بشن ؟
من : یا باید رشتی باشن ، یا در کلک رشتی مهارت زیادی داشته باشن .
مصاحبه کننده : میشه مثال بزنید ؟
من : نه ، برای کار در منزل براتون تکلیف می کنم.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 و ساعت 23:32 | 
قوانین
تا همین چند دقیقه پیش موس م  داشت خوب کار می کرد ، جون یادم رفته بود چند روزه کلیک چپش خراب شده.

یادمه چند وقته پیش داشتم با خودکاری می نوشتم که چند روزی بود جوهرش تموم شده بود و وقتی یادم اومد این همون خودکاره ، از کار افتاد.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 و ساعت 0:41 | 
دیگر روز
کاری نمی کنم که از روی عادت باشد ....

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 و ساعت 0:38 | 
وصیت نامه 2 (امام علی (ع))

این وصیت، گرچه خطاب به حسین - علیهما السلام - است ولى در حقیقت‏براى تمام بشر تا پایان عالم است. این وصیت را عده‏اى از محدثان ومورخانى كه قبل از مرحوم سید رضى وبعد از او مى‏زیسته‏اند با ذكر سند نقل كرده‏اند. البته اصل وصیت‏بیشتر از آن است كه مرحوم سید رضى در نهج البلاغه آورده است. اینك قسمتى از آن را مى‏آوریم:

شما را به تقوى وترس از خدا سفارش مى‏كنم واینكه در پى دنیا نباشید، گرچه دنیا به سراغ شما آید وبر آنچه از دنیا از دست مى‏دهید تاسف مخورید. سخن حق را بگویید وبراى اجر وپاداش (الهى) كار كنید ودشمن ظالم ویاور مظلوم باشید.

من، شما وتمام فرزندان وخاندانم وكسانى را كه این وصیتنامه‏ام به آنان مى‏رسد به تقوى وترس از خداوند ونظم امور خود واصلاح ذات البین سفارش مى‏كنم، زیرا كه من ازجد شما صلى الله علیه و آله و سلم شنیدم كه مى‏فرمود:اصلاح میان مردم از یك سال نماز وروزه برتر است.

خدا را خدا را در مورد یتیمان; نكند كه گاهى سیر وگاهى گرسنه بمانند; نكند كه در حضور شما، در اثر عدم رسیدگى از بین بروند.

خدا را خدا را كه در مورد همسایگان خود خوشرفتارى كنید، چرا كه آنان مورد توصیه وسفارش پیامبر شما هستند. وى همواره نسبت‏به همسایگان سفارش مى‏فرمود تا آنجا كه ما گمان بردیم به زودى سهمیه‏اى از ارث برایشان قرار خواهد داد.

خدا را خدا را در توجه به قرآن; نكند كه دیگران در عمل به آن از شما پیشى گیرند. خدا را خدا را در مورد نماز، كه ستون دین شماست. خدا را خدا را در مورد خانه پروردگارتان; تا آن هنگام كه زنده هستید آن را خالى نگذارید، كه اگر خالى گذارده شود مهلت داده نمى‏شوید وبلاى الهى شما را فرا مى‏گیرد.

خدا را خدا را در مورد جهاد با اموال وجانها وزبانهاى خویش در راه خدا. وبر شما لازم است كه پیوندهاى دوستى ومحبت را محكم كنید وبذل وبخشش را فراموش نكنید واز پشت كردن به هم وقطع رابطه برحذر باشید. امر به معروف ونهى از منكر را ترك مكنید كه اشرار بر شما مسلط مى‏شوند وسپس هرچه دعا كنید مستجاب نمى‏گردد.

سپس فرمود:

اى نوادگان عبد المطلب، نكند كه شما بعد از شهادت من دست‏خود را از آستین بیرون آورید ودر خون مسلمانان فرو برید وبگویید امیرمؤمنان كشته شد واین بهانه‏اى براى خونریزى شود.

آگاه باشید كه به قصاص خون من تنها قاتلم را باید بكشید. بنگرید كه هرگاه من از این ضربت جهان را بدرود گفتم او را تنها یك ضربت‏بزنید تا ضربتى در برابر ضربتى باشد. و زنهار كه او را مثله نكنید(گوش وبینى واعضاى او را نبرید)، كه من از رسول خدا شنیدم كه مى‏فرمود:«از مثله كردن بپرهیزید، گرچه نسبت‏به سگ گزنده باشد».

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه دهم شهریور 1389 و ساعت 15:25 | 
سخن 583

چون على(علیه‎السلام) را به خاك سپردند. امام حسن(علیه‎السلام) به منبر رفت و گفت: 

مردم!
مردى از میان شما رفت كه از پیشینیان و پسینیان كسى به رتبه او نخواهد رسید.
سول الله پرچم را بدو می‎داد و به رزمگاهش می‎فرستاد و جز با پیروزى باز نمى‏گشت.
جبرئیل از سوى راست او بود و میكائیل از سوى چپش.
جز هفتصد درهم چیزى به جاى ننهاد و مى‏خواست با آن خادم بخرد.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه دهم شهریور 1389 و ساعت 15:13 | 
شعر های من 8 (خصوصی)
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه دهم شهریور 1389 و ساعت 1:0 | 
سخن 582
و در دو طرف روز (اول و آخر آن) و نخستين ساعات شب نماز را برپا دار زيرا خوبيها بديها را از ميان مى‏برد اين براى پندگيرندگان پندى است.

(قرآن کریم ، سوره هود ، آیه 114)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه دهم شهریور 1389 و ساعت 0:44 | 
شعر های من 7 (ضریت خوردن علی(ع))

آسمان غم گرفته است امشب دل من ماتم گرفته است امشب
با نگاهی به تقویم دلم دیدم ضربتی خورده است علی امشب
چه بگویم از علی که توانم نیست شوم رو سیاه بزرگی اش امشب
کرم و فضل و بزرگی اش گویم ؟ یا که از عدل و سخاوتش امشب 
چو بگویم هرچه دانم از او  نشود یک قطره از دریای او امشب
نشنیدم از او به جز نیکی  شده کوچه ها سیاه امشب

(آرش جعفری)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه دهم شهریور 1389 و ساعت 0:11 | 
خصوصی با خدا 41
ای آقای من پس از تو می خواهم به عزتت، که بدی رفتار و کردارم، از اجابت دعایم جلوگیری نکند و رسوا نکنی به آنچه از اسرار پنهانی من اطلاع داری و شتاب نکنی در عقوبتم برای رفتار بد و کارهای بدی که در خلوت انجام داده ام و ادامه دادنم به تقصیر و نادانی و زیادی شهوت رانی و بی خبریم.
خدایا به عزتت سوگند از تو می خواهم، که در تمام احوال نسبت به من مهربان باشی و در تمام امور بر من عطوفت فرمایی.

(بخشی از دعای کمیل)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه نهم شهریور 1389 و ساعت 23:28 | 
سخن 581
يك وقت مي‌گوييم علي (ع) را كه كشت و يك وقت مي‌گوييم چه كشت؟
اگر بگوييم علي (ع) را كه كشت؟ البته عبدالرحمن ابن‌ملجم،
و اگر بگوييم علي (ع) را چه كشت؟ بايد بگوييم جمود و خشك‌مغزي و خشكه مقدسي.

(شهید مطهری)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه نهم شهریور 1389 و ساعت 23:18 | 
نهج البلاغه 1
اگر كوهها متزلزل شوند، تو پايدار بمان . دندانها را به هم بفشر و سرت را به عاريت به خداوند بسپار و پايها، چونان ميخ در زمين استوار كن و تا دورترين كرانه هاى ميدان نبرد را زير نظر گير و صحنه هاى وحشت خيز را ناديده بگير و بدان كه پيروزى وعده خداوند سبحان است .

(امام علی (ع) خطبه شماره 11)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه نهم شهریور 1389 و ساعت 23:15 | 
سخن 580

هيچ اطاعتى از مخلوق ، در نافرمانى پروردگار نيست.

(امام علی (ع))

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه نهم شهریور 1389 و ساعت 23:10 | 
چرا و چگونه ؟
بد نیست بدونم چرا سایت لغت نامه دهخدا رو ف...ر کردن . حتما معنی کلمات بی ادبی هم توش بود . 
دهخدا اگه زنده بود دستگیرش می کردن که از این چیزا تو دفترچه خاطراتش ننویسه ، ببخشید منظورم کتابش بود.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه ششم شهریور 1389 و ساعت 0:28 | 
جالب
اذان مغرب امشب 08:08 بود ، اذان صبح امروز 05:05 و اذان ظهر هم 13:13 ... امروز چرا همه چیز هماهنگن ؟

پ.ن : چند ساعت دیگه امتحان دارم اما بیخوابی ...

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه پنجم شهریور 1389 و ساعت 1:52 | 
شعر های زیبا 98
در جود و کرم دست عطا هست حسن
دست همه را وقت عطا بست حسن
نومید نگردد کسی از درگه او
زیرا که کریم اهل بیت است حسن
 
*پ.ن: میلاد امام حسن مجتبی مبارک
 

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه چهارم شهریور 1389 و ساعت 23:3 | 
قصابخانه بشریت
در زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است، زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است، زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است، زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است، زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است، زمان کره‌اش می‌کشتند که خراب‌کار است ، امروز توی دهن‌اش می‌زنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش می‌نشانند و شمع‌آجین‌اش می‌کنند که لا مذهب است. اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود : تو آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است، حالا تو اسرائیل می‌کشند که طرف‌دار فلسطینی‌ها است، عرب‌ها می‌کشند که جاسوس صهیونیست‌ها است، صهیونیست‌ها می‌کشند که فاشیست است، فاشیست‌ها می‌کشند که کمونیست است‌، کمونیست‌ها می‌کشند که آنارشیست است، روس ها می‌کشند که پدر سوخته از چین حمایت می‌کند، چینی‌ها می‌کشند که حرام‌زاده سنگ روسیه را به سینه می‌زند، و می‌کشند و می‌کشند و می‌کشند... و چه قصاب خانه‌یی است این دنیای بشریت.

(احمد شاملو)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه چهارم شهریور 1389 و ساعت 17:12 | 
روزگار غریبی است نازنین
دهانت را می بویند 
مبادا که گفته باشی دوستت می دارم 
دل ات را می بویند 
روزگار غریبی ست نازنین 
و عشق را 
کنار تیرک راه بند 
تازیانه می زنند . 
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد 
در این بن بست کج و پیچ سرما 
آتش را به سوختْ بارِ سرود و شعر 
فروزان می دارند 
به اندیشیدن خطر مکن 
روزگار غریبی ست نازنین 
آن که بر در می کوبد شباهنگام 
به کشتن چراغ آمده است . 
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد 
آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر 
با کنده وساتوری خون آلود 
روزگار غریبی ست، نازنین 
و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند 
و ترانه ها را بر دهان . 
شوق را در پستوی خانه نهان بایدکرد 
کباب قناری 
بر اتش سوسن و یاس 
روزگار غریب ست، نازنین 
ابلیس پیروزْ مست 
سور عزای ما را بر سفره نشسته است 
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد


پ.ن : کلمه عبور ادامه مطلب ، تاریخ امروز بدون علامت های /

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه چهارم شهریور 1389 و ساعت 11:18 | 
شعر های من 6
صد بار که من توبه شکستم ای دوست
             از لطف و محبتت ز خود شکستم ای دوست
آنگه که زدم بانگ کجایی ای دوست
             آرام درونم گوشم گفتی "ای دوست "

(آرش جعفری)


*پ.ن : خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه سوم شهریور 1389 و ساعت 22:43 | 
شعر های من 5
چون نور ز پیش چشمتان خواهم رفت
                            آسوده ز سختی جهان خواهم رفت
گر یاد کنید یا نکنیدم  ای دوست
                            من باز روم به سوی آن که جانم از اوست

(آرش جعفری)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه سوم شهریور 1389 و ساعت 22:33 | 
می داند
و خداوند میداند و شما نمی دانید ، پس برای او دلیل نتراشید ....

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه سوم شهریور 1389 و ساعت 22:19 | 
رعد و یرق
به سمت پنجره رفتم ، نوری زمین را روشن کرد ، خدا از من عکس گرفت اما من این بار فرصت لبخند زدن نداشتم ...

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه سوم شهریور 1389 و ساعت 22:14 | 
کوتاه‌ترين داستان عاشقانه
روزی مردی از یک دختر پرسید: آیا با من ازدواج می‌کنی؟ 
دختر جواب داد: نه
و از آن پس مرد شاد زیست، به ماهیگیری و شکار رفت، وبگردی کرد ، آب معدنی نوشید و ...
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه سوم شهریور 1389 و ساعت 20:12 | 
سختگیری
برای پنجمین بار توی این مدت که بی پایان رو غیر قابل دسترسی کردم دارم طرح بی پایان رو تغییر میدم ، هنوز نتونستم خودم رو راضی کنم...

امشب دوباره یه طرح بهتر به ذهنم رسید ، البته این ایده فکر کنم بهتر باشه چون هرچی به امتحان نزدیکتر میشم بهنر ایده میدم تو کارها...

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه دوم شهریور 1389 و ساعت 0:33 | 
سخن 579
و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانيم سپس آن را از وى سلب كنيم قطعا نوميد و ناسپاس خواهد بود.

(قرآن کریم ، سوره هود ، آیه 9)
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه سی و یکم مرداد 1389 و ساعت 22:36 | 
مصاحبه با من 1
مصاحبه کننده : معمولا ایده های نو چه زمانی به سراغ شما می آیند ؟
من : زمانی که امتحانات دانشگاه شروع میشه.
مصاحبه کننده : خدا حفظتون کنه.
من : دشمنتون شرمنده .

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه سی و یکم مرداد 1389 و ساعت 12:47 | 
شعر های من 4
چندی پیش به مهمانی خدا می رفتم
شاد و کمی غمگین و نگران می رفتم
شاد بودم که محبوب دلم می بینم
نگران بودم حال که دست خالی می رفتم

(آرش جعفری)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه سی ام مرداد 1389 و ساعت 22:0 | 
نامه 3
نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی به همسرش 

نادر ابراهیمی (۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران - ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ ، تهران )،
داستان ‌نویس معاصر ایرانی است،
او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه، و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرده‌است.

همسفر!
در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم و چون باد می‌گذرد
بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند خواهش می‌كنم!
مخواه كه یكی شویم، مطلقا مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم
یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را
و یك شیوه نگاه كردن را
مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه ‌مان یكی و رویاهامان یكی.
هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.
و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است
 
عزیز من!
دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی
رسانده است، واجب نیست كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله
علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی است.
عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای
تبدیل شدن به دیگری نیست .
من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود
شدن یكی در دیگری.
 
عزیز من!
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .
بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.
بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم..
بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید.
بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم
،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.
بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .
اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .
سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.
بیا بحث كنیم.
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.
بیا كلنجار برویم .
اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.
بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا
آنجا كه حس می‌كنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و
افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.
من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و
عقاید هم را نپذیریم.
بی‌آن‌كه قصد تحقیر هم را داشته باشیم
 
عزیز من
بیا متفاوت باشیم
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه سی ام مرداد 1389 و ساعت 10:7 | 
شعر های زیبا 97
اهل گردم، دل ديوانه اگر بگذارد
                        نخورم مي، غم جانانه اگر بگذارد
گوشه ای گیرم و فارغ ز شر و شور شوم
                       حسرت گوشه میخانه اگر بگذارد

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه سی ام مرداد 1389 و ساعت 0:49 | 

Designing & Supporting Tools By Arash RJ

Locations of visitors to this page


Clicky Web Analytics

Clicky

PageRank

ابزار حدیث روز برای وبلاگ ها و سایت ها

ابزار سخن بزرگان برای وبلاگ ها و سایت ها