تبليغاتX
نصیحت
خانه | آرشيو | پست های قدیمی | پست الکترونيک | پروفايل
خصوصی با خدا 1
پروردگارا !
این سخنانم را بشنو .
اگر تمام عمرم را به اشتباه سپرده ام .
بدان که در جستجوی قانون حقیقی تو بوده ام.
قلبم ، شاید به خطا رود.
اما سرشار از حضور توست.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 0:24 | 
نوشته های زیبا 66
ماهی کوچکی در اقیانوس به ماهی بزرگ دیگری گفت: ببخشید آقا، شما از من بزرگ تر و با تجربه تر هستید و احتمالاً می توانید به من کمک کنید تا چیزی را که مدت ها در همه جا در جست و جوی آن بوده ام و نیافته ام را پیدا کنم؛ ممکن است به من بگویید: اقیانوس کجاست؟!
ماهی بزرگ تر پاسخ داد: اقیانوس همین جاست که شما هم اکنون در آن شنا می کنید. ماهی کوچک پاسخ داد: نه! این که من در آن شنا می کنم آب است نه اقیانوس. من به دنبال یافتن اقیانوس هستم نه آب و با سرخوردگی دور شد.

نتیجه اخلاقی : همه ما هم مانند آن ماهی کوچولوی غافل، در نعمت و برکت نامتناهی غرق هستیم و مجبور نیستیم برای یافتن آن کوشش کنیم و به هر دری بزنیم؛ زیرا هر چقدر این ماهی کوچک شنا کند باز هم در اقیانوس خواهد بود و کم نخواهد آورد. خداوند نعمت های زیادی را به همان اندازه که در اقیانوس برای ماهی فراهم کرده، در اختیار ما قرار داده است. اما شاید باید تصمیم بگیرید که هر روز از زندگی خود را چگونه می خواهید بگذرانید. نعمت و برکت در همه جا و همه وقت در انتظار شما است. فقط کافی است آن را بخواهید و همین الان  خود را به آن متصل کنید.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 0:21 | 
سخن 379

دروغ را به سبک خود گفتن بهتر از حقیقتی است به تقلید از دیگری.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 23:50 | 
این یک خرید فوق العاده است !
 بشتابید! فروش فوق العاده  برجهای مسکونی همراه با اقامت دايم در کوچه "علیچپ" برای دوستان گرامی .

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 23:46 | 
بد شانسی 1
بد شانسی به این میگن که سوار پله برقی بشی . بعد وسط راه برق بره !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 2:13 | 
عاقلانه !
خدا می داند که چقدر از پست های طولانی بدم می آید . اما گاهی ناچار می شوم !

باز هم پ.ن پست قبل :
یکی از دوستان لطف کردن و نظرشون رو گفتم . و چقدر هم قاطع فرمودند . سخنانشان زیبا و متین بود ! (نکته : در اینجا زیبا و متین نام شخص نمی باشند !) . اصولا هر کس حرف خودش رو میزنه و به حرف دیگری گوش نمیده (اصولا دراینجا به معنی بیشتر اوقات (اوقات در ایجا به معنی وقت ها) است) . اما بد نیست وقتی حرفی می زنید مدرک (مدرک در اینجا به معنی یک سند معتبر است ) هم نشون بدید .

به نظر من این درست نیست که برای تایید حرف خودمون (گاهی هم خودتون) جملاتی از بزرگان رو به اولش (ابتدای جملات خود) اضافه کنیم (یا کنید) (مثلا پیامبران و امامان و ..) .
درسته شما طرف خودتون رو مشخص کردی (یا بهتره بگم براتون مشخص کردن) . اما من تا الان این کار رو نکردم (کدوم کار ؟! مشخص کردن طرف ! آها ! خوب میگفتی ) و به این دلیل که نمی دونم حق واقعا با کی هست.(آخه چرا نمی دونی ؟! همه میدونن ! راستش رو بخوای زمانی که شما درس می دادید حواسم جای دیگه بود ! دقیقا مشخص کن کجا بود ؟ (حالا وارد جزئیات نشو بعدا میگم . دقیقا مشخص کن کی ! وقت گل نی ! باشه قبول!))
کاری به ظاهر قضیه (کدوم قضیه ؟! همون قضیه بالا دیگه (حواست رو بیشترجمع کن وگرنه ... (وگرنه چی ؟ از کلاس بیرونت می کنم ! (چشم استاد.)))) هم ندارم .
اینجا هم قصد ندارم نظرم رو تحمیل کنم . هرکس برای خودش یه نظری داره . قرار نیست که همه مثل هم باشیم (کدوم قرار ؟ قرار ساعت ۴ :| ).

جالب اینجاست (میشه مشخص کنی دقیقا کجاست ؟!) امشب از اخبار شنیدم که اسرائیل تصمیم گرفت آتش بست کنه (یعنی آتیش تا الان باز بود ؟! دیدم چرا اینقدر ایجا گرم شده !) اما حماس گفت نچ (نچ در اینجا به معنی نه است) !  نمی خوام بگم کار کدوم درسته (منظور از کار در اینجا همان حرف است) . اما لطف کنید اینقدر یکطرفه قضاوت کنید . منصف باشید و کور کورانه (روشن دلانه !) تصمیم نگیرید .

البته از آنجا (کجا ؟! همان جا دیگر ! آها) که من مخالف جنگ (البته موافق جنگ اینترنتی) و کشتن افراد بی گناه هستم . اسرائیل رو محکوم می کنم (به چی ؟ فعلا وارد جزئیات نشو . بعدا از رسانه ها اعلام می کنم .)

Snape هم نظرش رو در مورد جنگ اسرائیل و غزه میگفت بد نبود . (Snape کیست ؟ موجودی خیالی با قوه تخیل بالا ! نظرات جالبی می دهد . علاقه مند به :D و صورتک های مشابه . رک حرف می زند و نظرش را می گوید (چه طرف مقابل خوشش بیاید چه نه ) . علاقه مند به مواردی که در حیطه کاری او نیست . این شخص در چند نقطه از ایران مشاهده شدهاست . این شخص خطرناک نیست . اما مراقب باشید!)

این روزا تناسب جالبی بین تاریخ امتحانات و علاقه به نوشتن پیدا کردم که با یه ضریب RJ ثابت میشه (RJ همان ثابت جهانی است (کدام ؟ همان دیگر ! آها ))

خصوصی با خدا :
الهی ! توفیقم ده بیش از طلب همدردی،همدردی کنم. بیش از آنکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 1:48 | 
این روز ها
جالب است! در یک نظر سنجی اینترنتی تعداد حامیان اسرائیل بیشتر از غزه است !

کم کم دارم شک می کنم که نکنه حق با اسرائیل باشه !
البته سعی می کنم در این زمینه نظری ندم چون اطلاعاتی که من دارم کاملا یک طرفه هست (هر آنچه از اخبار می شنویم!) .

پ.ن : نظر سنجی
پ.ن ۲ : این پ.ن بعد از ۲ روز اضافه شده ! خوب نتیجه رای گیری برگشته  ! شک ندارم کار ایرانی هاست . چشماشون رو می بندن و رای میدن . من که تا مطمئن نباشم حق با کی هست رای نمیدم . یکی از دوستان هم نظر دادن که "زیاد بودن طرفدارای یک نفر یا گروه همیشه دلیل بر حق بودن نیست" یعنی الان که نتیجه برگشته هم همین حرف رو می زنید ؟! من با کاری که می کنن (آدم کشی) مخالفم . اما الان که جنگ دو طرفه شده (نشده ؟!).
پ.ن ۳ : البته من نتیجه رای گیری و بازی ها اینترنتی رو قبول ندارم . با پیدا کردن یک مشکل از سایت می شه نتیجه رو به تغییر داد . مثلا همین سایت غزه. من به راحتی نفر اول شدم بدون این که حتی یکبار کامل بازی کنم :د . (جالب است! بیشترین تعداد سنگ ۳۸ تاست اما من با امتیاز ۳۹ ...)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 2:25 | 
زیبایی
جراحی زیبایی، اعتراف به "نازیبایی" است.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 2:17 | 
سخن 378

مشکل اینجاست که هرچه فریاد داریم، بر سر ناشنوایان می‌زنیم.

(آرش آرجی)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 2:8 | 
جمع المثل ها 3
یک "عمر" غفلت … یک "لحظه" پشیمانی.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 2:6 | 
شکوفا گردد
و خداوند شکست عشقی را آفرید تا استعدادهای نهفته‌ی ادبی، شکوفا گردد !

پ.ن : در پی بازدید از چند وبلاگ ادبی ...!

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 2:4 | 
جمع المثل ها 2
با هر دست که بدی… شتر دیدی، ندیدی!

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 1:59 | 
تلخ نوشته ها 5
_عروس خانم برای بار سوم می گم، وکیلم که شما را با مهـریه ی شونصــد هزار سکه به عقد آقای داماد درآورم ؟
_ با اجازه ی بزرگترا بـــــــــــــــــله!
_ داماد جان، وکیلــــــم؟
_ بــــــــــــــــــعععععع ............. له!
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 2:4 | 
تلخ نوشته ها 4 (اینجا ایران است ...)
الو سلام. کجایی؟ خونه یی؟
نه، اداره ام.
آخ ببخشید. مزاحم استراحتت شدم، خدافظ !
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 2:0 | 
چشم ها را باید شست 4
"دل"ی که "شور" می‌زنه، نمی"گند"ه!
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 1:53 | 
جمع المثل 1
خر که از پل گذشت، چه یه وجب چه صد وجب.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 1:44 | 
چشم ها را باید شست 3
یه نوازنده ٬ اگر ساز هم نداشته باشه ٬ باز یه آدم معمولی نیست.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 1:40 | 
نوشته های زیبا 65

گفتم: لعنت بر شیطان
شیطان لبخند زد!
پرسیدم: چرا می خندی؟
 پاسخ داد: از حماقت تو خنده ام می گیرد.
 پرسیدم: مگر چه كرده ام ؟
 گفت: مرا لعنت می كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده ام.
 با تعجب پرسیدم: پس چرا زمین می خورم؟!
 جواب داد: نفس تو مانند اسبی است كه آن را رام نكرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.
پرسیدم: پس تو چه كاره ای ؟!
 پاسخ داد: هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 14:45 | 
در پی پاسخ 1
آیا آدمهایی که واقعا" خودشون رو شناختن باز هم اعتماد به نفس دارن ؟
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 1:54 | 
چشم ها را باید شست 2
آنگاه که فرهاد تیشه را به سوی شیرین پرتاب می کند.
آنگاه که مجنون کاسه را بر سر لیلی خرد می کند.

پ.ن: آنگاه به این نتیجه می رسی که هر کسی یک تحملی داره !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 1:48 | 
چشم ها را باید شست 1
به نظرم ضحاک همچین آدم بدیم نبوده . آخه آدمی که به ۲ تا مار بی پناه غذا برای خوردن و جا برای زندگی بده میتونه آدم بدی باشه ؟
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 1:39 | 
چه رنجی است ...
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 1:13 | 

Designing & Supporting Tools By Arash RJ

Locations of visitors to this page


Clicky Web Analytics

Clicky

PageRank

ابزار حدیث روز برای وبلاگ ها و سایت ها

ابزار سخن بزرگان برای وبلاگ ها و سایت ها