تبليغاتX
نصیحت
خانه | آرشيو | پست های قدیمی | پست الکترونيک | پروفايل
مسابقه تلفنی
ای کسانی که زنگ میزنید مسابقه تلفنی و التماس میکنید و قسم میدهید که "توروخدا و جون مادرتون کمک کنید" ،اگر عزت نفس ندارید لااقل انقدر پررو نباشید که وقتی بلد نیستید باز هم شرکت میکنید.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 و ساعت 14:12 | 
پنجره های کتابخانه
لطفا جلوی شیشه ی رفلکس ، دماغ تان را وارسی نکنید.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 15:8 | 
کشیدن
وقتی مریض بشوید که کسی برای ناز کشیدن باشد.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 14:50 | 
مغرور
خوشحالیم که مشکلاتی برای افراد خر خوان هم پیش می آید تا مغرور نشوند ...


پ.ن : ...

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 14:49 | 
تو که راست میگی ؟!
شما جوونای امروز خیلی بی عرضه اید،فقط نشستین توی خونه تا براتون آب و نون بیارن. من خودم سال ۴۲ که بود پیکان ۵۷ داشتم....تازه دستمم خالی بود....


پ.ن : نصیحت های یک دوست .

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 0:37 | 
فیلم ایرانی !
پشت در اتاق عمل جایی هست که همه مسلمون میشن !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 0:28 | 
عینک آفتابی
تجربه ثابت کرده اونایی که روزای بارونی عینک آفتابی می زنند ، همون آدم هایی هستن که اول ایمیلشون www داره !
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 0:25 | 
یعنی
فید(Rss) یعنی برو. خبری شد ، خبرت می کنم !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه دوازدهم بهمن 1387 و ساعت 1:31 | 
قرآن

قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم  میپرسند " چه كس مرده است؟ "

 چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .

قرآن! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام .

یكی ذوق میكند كه ترا بر  روی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌یكی به خودمیبالد كه ترا  در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... !

آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟   

قرآن! من شرمنده  توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا میشنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های  روزمره می نشینند .

اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه  نفس است ... 

قرآن!‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو  از آخر به اول ،‌یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ 

ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ، تا این چنین  ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .  خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو .  آنانكه وقتی ترا می خوانند  چنان حظ می كنند  ،‌گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است... .


پ.ن : فستیوال (festival) یعنی جشنواره،سور،شادمانى ...
پ.ن 2 : مستمعین یعنی حضار ، شنودگان (audience)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه دوازدهم بهمن 1387 و ساعت 1:31 | 
جمع المثل ها 5
جا تره ، بچه خشک !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه دوازدهم بهمن 1387 و ساعت 0:28 | 
جمع المثل ها 4
برنج سرد را مي‌توان خورد، نگاه سرد را می توان تحمل کرد ، اما چاي سرد را نمي‌توان نوشيد !
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه دوازدهم بهمن 1387 و ساعت 0:27 | 
زلزله
حس مادرانه ی زمین که گل کرد گهواره اش را چنان تکان داد که هزاران نفر...بزرگ و کوچک...به خواب ابدی فرو رفتند.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه دوازدهم بهمن 1387 و ساعت 0:12 | 
گاهی
بعضی وقت ها به این نتیجه میرسم که زندگی مثل کامنت گذاشتن برای پست های یک وبلاگ می مونه ، که هر کس حرف خودش رو میزنه و کاری به نظرات دیگران نداره .

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 21:45 | 
دهقان فداکار
دهقان فداکار به وبلاگنویسی می گن که توی لینک های موجود در وبلاگش گزینه "باز شدن در همین صفحه" رو انتخاب می کنه !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 21:43 | 
چطور؟
این روز ها همه برای بیان احساس و نظراتشان از شعار "این روز ها همه فلان کار را می کنند شما چطور" استفاده می کنند . شما چطور ؟!

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 21:39 | 
آدامس

از آدامس بدم میاد ، چون شیرینیش تموم میشه !

پ.ن: این هم یک دلیل محکم .

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 21:36 | 
سکوت‌
آنجا که هر کس می‌خواهد فقط حرف خود را بزند، شما تنها از سکوت‌تان بگویید. 

پ.ن : این تنها یک پیشنهاد است !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 21:26 | 
خاطرات !
کاش از یاد بردن، به سادگی به یاد آوردن بود!
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 21:25 | 
روشنفکر
انسان روشنفکری بود که هیچ وقت از فکرش استفاده‌ای نمی‌کرد !
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 21:24 | 
سخن 382
ما ناهار خود را مدیون نازک دلی قصاب و نانوا و آبجو فروش نیستیم ، ما ناهار می خوریم زیرا آنان به دنبال سود خویش اند .
(آدام اسمیت)
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه دهم بهمن 1387 و ساعت 23:22 | 
حسرت
بعد می‌نشینی حسرت این روزهایی را می‌خوری که در حسرت آن روزها می‌گذرند.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 23:23 | 
خصوصی با خدا 2
خداوندا !
خوشا به حال تو
که به شیطان گفتی : "قهر قهر تا روز قیامت !"

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 0:39 | 
احساسات بشر دوستانه

جوانی لرستانی، برای حمایت از مردم غزه طی ۴ ساعت و ۲۱ دقیقه، موفق شد ۳۵۰۰۰ بار طناب بزند.

پ.ن۱: اخبار ساعت ۱۲ شبکه تهران (چند روز پیش).
پ.ن2: من فقط متوجه نشدم این دیگه چه سودی برای غزه داشت ؟!

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه هشتم بهمن 1387 و ساعت 23:58 | 
زندگی
ـ زباله ! غیر تمیز! ... ،برای چی منو ۲ سال بازی دادی؟ اون دختره کیه؟ ـ هممم...خب هر کسی به یه نوع بازی علاقه داره،اصلا تو خودت بچه بودی چی بازی دوست داشتی؟ ـ من دوچرخه بازی،لی لی،یه قل دو قل!....یادش بخیر جوونیامون... ـ آره، یادته چطوری سر خودمونو گرم میکردیم؟ زمون ما که از این بازی کامپیوتریا نبود... ـ یادمه یه بار.... (و اینگونه بود که آنها یک بار دیگر زندگانی خود را از سر بگرفتندی و ...) پ.ن : زباله ! غیر تمیز! : حرف های بدی هستند که در هنگام دعوا و ... به کار برده می شود !
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه هشتم بهمن 1387 و ساعت 23:53 | 
روزگار
چشم هم بگذارم باز دستت را می‌خوانم روزگار!
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه هشتم بهمن 1387 و ساعت 23:37 | 
تصمیم
هرگاه تصمیم به انجام کاری گرفتید ، مدت کوتاهی صبر کنید . آنگاه به کلی پشیمان خواهید شد...

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه هشتم بهمن 1387 و ساعت 23:8 | 
چند روزیست
چند روزیست که خداوند با حکمت هایش ، به کلی اطمینان را از من گرفت ...
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه هشتم بهمن 1387 و ساعت 23:2 | 
سخن 381
در زندگی ۳ مرگ وجود دارد :۱-ازدواج کردن ۲-بچه دار شدن ۳-به دیگری اندیشیدن

(سقراط)
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه هشتم بهمن 1387 و ساعت 15:19 | 
خون
هرگاه در گوشه اي از زمين خوني به ناحق ريخته شود، همه ي مردم جهان دستانشان بدان آلوده است ...
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه هشتم بهمن 1387 و ساعت 2:3 | 
تفاوت
خوب بودن یک چیز است و خوبی کردن، چیز دیگر.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه هشتم بهمن 1387 و ساعت 1:57 | 
تاکسی نشین 2
- ببخشید قربان کرایتون چقدر میشه؟ - پونصد تومن. -من همیشه این مسیر رو میام، میشه چهارصد! [چرا می‌پرسی پس؟!]
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه هشتم بهمن 1387 و ساعت 1:36 | 
گفتگوی دوستانه
-می‌دونی اون چیه که هر‌چی قدیمی‌ تر بشه ارزشش بیشتره؟ -فرش دست‌ بافت؟ -اونم هست ولی «دوستی» هر‌چی کهنه‌تر بشه با‌ارزش‌تره. -چیزه… آره اتفاقا منم می‌خواستم همینو بگم !
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه هشتم بهمن 1387 و ساعت 1:32 | 

Designing & Supporting Tools By Arash RJ

Locations of visitors to this page


Clicky Web Analytics

Clicky

PageRank

ابزار حدیث روز برای وبلاگ ها و سایت ها

ابزار سخن بزرگان برای وبلاگ ها و سایت ها