تبليغاتX
نصیحت
خانه | آرشيو | پست های قدیمی | پست الکترونيک | پروفايل
سیگار
تو رو جون هر کی رو دوست دارین یا سیگار نکشین یا یه چیز بکشین که بوی گند نده .

پ.ن : حالم داره به هم می خوره !
پ.ن2 : آخه این سیگاره یا .... !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 16:53 | 
فراموشی
تاحالا شده ، تو خواب باشی کسی بیدارت کنه بگه برو برام یه لیوان آب بیار ؟!

کار بعضی ها اینطوریه !

م.پ : 20 

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 15:15 | 
تذکر
بعضی از نوشته های این وب از خودم نیست . 

پ.ن : بنا به دلایلی مناسب دیدم و ایجا قرار دادم.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 14:21 | 
فروشگاه زنجیره ای !
فروشگاه زنجیره ای فروشگاهیست که دور تا دور آن را زنجیر کشیده اند. وجود این زنجیرها مانع از ورود افراد ولگرد و بی پول به داخل فروشگاه می شود !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 13:55 | 
مورچه
ما با هر قدمی که بر می‌داریم، لااقل یک مورچه را می‌کشیم. اگر راه بری، جنایتکار زندگی مورچه‌ها شدی. اگه وایسی، قربونی زندگی مورچه‌ها میشی. تو گوشت نمی‌خوری که آدم خوبی باشی. چه فرقی دارن گاو و گوسفند و مرغ و مورچه. پ.ن : فریاد مورچگان.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 13:55 | 
بهانه
من اگر پیاده ام ، نه از برای اینکه پیاده روی کرده باشم ، که میخواهم نانِ راننده تاکسی ها آجر شود !


|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 13:39 | 
ورقِ فولادیِ 4 میلی متری
و خداوند راننده نیسان را آفرید تا مهارت بندگانش را در رانندگی بیازماید .
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 13:38 | 
بازی
بعضیا از این شاکین که چرا تو بازی راهشون نمیدن،بعضیام مث من از این شاکین که چرا تو هر بازی،یه نقشی براشون درنظر میگیرن!

م.پ : 20
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 13:36 | 
یا مد یا ....
اگه از مد طرفداری نکنید دیگر با شما دوست نخواهم ماند .

پ.ن: موهایتان را سیخ کنید (!)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 12:47 | 
اخیرا"
یکی از بازدیدکنندگان (مثل همیشه ناشناس ! البته اینبار به اسم k) فرمودند یکم از خودتان و .. بنویسید چون این جمله ها رو همه جا میشه پیدا کرد.

پ.ن : اگه نیاز به اطلاعات کلی و علایق من دارید ! بدون شک پروفایل وب در دسترس همه هست . در غیر این صورت اگه نیاز به اطلاعات بیشتر هست (!) (که بعید می دونم ) خودتون باید تلاش کنید. 

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 12:43 | 
اگه یکی ..
تلخی ناب .... !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 12:28 | 
تهی
یکی از بی فایده ترین کارهای انسان بحث کردن است . البته گفتگو هایی که هر یک از طرفین تنها به گفته خود می اندیشند و تمام تلاششان دفاع از گفته هایشان ست . هر چند گفته هایشان صحیح نباشد.

م.پ : 20

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 11:40 | 
اجازه = چشم داشت
اجازه میدی؟ قرض میدی؟ میذاری؟ بردارم؟ میری؟ میاری؟ میبری؟ میرسونی؟میخری؟ ... یعنی اگه اجازه ندی، قرض ندی، نذاری، برندارم، نری، نیاری، نبری، نرسونی، نخری ناراحت میشم!
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 23:31 | 
جدی
خیلی خوبه که آدم حقیقت رو بگه ! و طرف مقابل رو نپیچونه . 

مثلا همین چند ساعت پیش یه دوست تماس گرفت یه سوال پرسید ( البته نظرم رو خواست)  منم حقیقت رو گفتم . بعد هم دلخور شد و ... 

پ.ن: وقتی جنبه شنیدن حقیقت رو ندارید لطفا با کسی مشورت نکنید . چون فقط این عقلتونه که زیر سوال میره!
پ.ن 2: علت تماس این دوست شندیدن حقیقت نبود . می خواست بهش یه دورغی بگم تا مدتی دلخوش باشه !
پ.ن 3: البته این رک بودن نصیحت یکی از دوستانه (Snape :D)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 22:39 | 
آمار
طبق آمار ، ما انسان های خوشبختی هستیم .

پ.ن : البته فقط طبق آمار !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 21:50 | 
نظر شخصی
نادان به انسانهایی گفته می شود که به صفات "غیر اکتسابی" خویش، فخر فروشی می‌کنند.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 20:52 | 
بخشش
کسانی که به تو ، مار میدهند ، هنگامی که تو از آنان ماهی میخواهی ، ممکن است چیزی جز مار برای بخشیدن نداشته باشند .
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 15:34 | 
عدالت
این عدالت که می گویند ، در کدام گورستان چالش کرده اند ؟ می خواهم برایش فاتحه بخوانم !
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 15:30 | 
همیشه
ضربات کوچک درختان بزرگ را از پای در می آورند.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 15:28 | 
بیکاری دانشمندان !
چند روز پیش یه دانشمند روسی یه پشه رو برداشته برده تو فضا بعد چند روز به این نتیجه رسیده که پشه ها خارج از جو هم زنده می مونن ! پ.ن : من به نوبه ی خودم این یافته ی مهم علمی رو به همه ی پشه دوستان عزیز تبریک میگم .
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 15:25 | 
خدایا
خدایا ! هم میدونی ... هم میتونی ....
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 1:21 | 
حس جدید
احساس یک پرانتزی رو دارم که تمام حوادث خوب دنیا بیرون از من اتفاق می افته .


پ.ن : Night-Marish

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 0:39 | 
شوخی
گاهی هم شوخی های خطرناک می کنند !

م.پ: Snape

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه پنجم اسفند 1387 و ساعت 13:5 | 
گاهی
گاهی وقت ها یک وقفه معجزه می کند !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 17:34 | 
Mark
در عجبم که تمام بی نام های آشنا از شمالند !


پ.ن : "ناشناس" ، "بی نام" ،"بی نام آشنا"، "آشنا"، "..." ،"-"، "20" ، "snape" , ....

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 14:52 | 
توضیح المسائل 1
پ.ن = پی نوشت !

البته بعضی از وبلاگ نویسان از پ.ن به عنوان پس نوشت هم تعبیر کرده اند. در موارد هم استفاده مکرر از "پ.ن" حرام اعلام شده است !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 14:46 | 
دانایی !
وقی آدم جرات کرد به درخت سیب نزدیک بشه فهمید همه سیب ها مصنوعی هستند . 

و اینگونه بود که خدا آدم را از بهشت بیرون کرد !

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 14:45 | 
آشنا
بی نام آشنا را چگونه می تواند کمک کرد !؟

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 14:38 | 
بی گناهان ؟!
خدا به آدم گفت از سيب هاي اين درخت نخورين.
آدم گفت : اصلاً تو بهشتت كه درخت سيب نيست! مي خواي گير بدي از بهشت بندازي بيرون ؟!
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 14:36 | 
باد
تصمیم ات را بگیر با این بادی که می وزد می مانی یا می روی!
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 11:45 | 
Missed Call
خدایا! کارم داشتی بلا نازل کن!

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت 13:12 | 
گاهی
او که بی‌دليل... مرا به درآمدنِ آفتاب اميد می‌دهد، دلسوزِ ساده ای ست... که نمی‌داند؛ نوميدی سرآغازِ دانايیِ آدمی‌ست!
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت 13:7 | 
این روز ها !
چه حقیرند مردمان، وقتی، نه جرات دوسـت داشتن دارند، نه اراده ی دوسـت نداشتن، نه لیاقت دوسـت داشته شدن، و نه متانت دوست داشته نشدن... اما شعر عـاشـقانه می خوانند، مدام!
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت 13:3 | 
صبر
بعضی ها انسان های مفیدی هستند چون باعث می شوند تمرین صبور بودن را روزی چند با انجام دهیم.


پ.ن : ان الله مع الصابرین

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت 12:27 | 
سکوت کن
و خداوند آدامس را خلق کرد تا بعضی ها برای مدتی (حتی کوتاه ) مشغول شوند ... 

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 20:29 | 
نوشته های زیبا 73
كودكي ده ساله كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود ، براي تعليم فنون رزمي جودو به يك استاد سپرده شد . پدر كودك اصرار داشت كه استاد از فرزندش يك قهرمان جودو بسازد ! استاد پذيرفت و به پدر كودك قول داد كه يك سال بعد ميتواند فرزندش را در مقام قهرماني كل باشگاه ها ببيند . در طول شش ماه استاد فقط روي بدن سازي كودك كار كرد و در عرض اين شش ماه حتي يك فن جودو را به او تعليم نداد . بعد از شش ماه خبر رسيد كه يك ماه بعد مسابقات محلي در شهر برگزار ميشود . استاد به كودك ده ساله فقط يك فن آموزش داد و تا زمان برگزاري مسابقات روي آن تك فن كار كرد . سرانجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در ميان اعجاب همگان ، با آن تك فن همه حريفان خود را شكست دهد ! سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بين باشگاه ها نيز با استفاده از همان تك فن برنده شود و سال بعد نيز در مسابقات كشوري ، آن كودك يك دست موفق شد تمام حريفان را زمين بزند و به عنوان قهرمان سراسري كشور انتخاب گردد . وقتي مسابقات به پايان رسيد ، در راه بازگشت به منزل ، كودك از استاد راز پيروزي اش را پرسيد ؟ استاد گفت : دليل پيروزي تو اين بود كه اولا به همان يك فن به خوبي مسلط بودي ، ثانيا تنها اميدت همان يك فن بود ، و سوم اينكه تنها راه شناخته شده براي مقابله با اين فن ، گرفتن دست چپ حريف بود ، كه تو چنين دستي را نداشتي ! پ.ن : ياد بگيریم كه در زندگي ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت استفاده كنيم ، راز موفقت در زندگي ، داشتن امكانات نيست ، بلكه استفاده از " بي امكاني " به عنوان نقطه قوت است .
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 16:20 | 
سخن 413
انسان عاقل ، محض خاطر یک تجربه تلخ همه چیزش را به باد نمی‌دهد.

(آرش آرجی)

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 12:5 | 
گفتگو
استاد: چهره ی شما چقدر برام آشناست؟ دانشجو: بله استاد شما ترم پیش منو انداختین!
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 0:34 | 
فلش
فلش چیست؟ وسیله ای ست که این روزها همه یکی از آن دارند و برای حمل و نقل ویروس در مجالس و مهمانی ها از آن استفاده می کنند! گناهش چیست؟ قسم هایی که بر سر ویروسی نبودنش می خورند .
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 15:32 | 
حساس
به راستی اگر همان حساسیتی که نسبت به دوستانمان داریم ، نسبت به دشمنانمان داشتیم به راحتی آنها (دشمنان) را نابود می کردیم !


پ.ن : همانگونه که گاه دوستی ها را نابود می کنیم .

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 0:29 | 
آنگاه
و خداوند می داند و شما نمی دانید ...


پ.ن : آنگاه از روی نادانی به سادگی همه چیز را خراب می کنیم.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 0:22 | 
ذات
اغلب برای راحتی خودمان ، دیگران را دچار ناراحتی می‌کنیم . تاسف‌برانگیز نیست ، این ذات بشر است گویا !
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 0:4 | 

Designing & Supporting Tools By Arash RJ

Locations of visitors to this page


Clicky Web Analytics

Clicky

PageRank

ابزار حدیث روز برای وبلاگ ها و سایت ها

ابزار سخن بزرگان برای وبلاگ ها و سایت ها