تبليغاتX
نصیحت
خانه | آرشيو | پست های قدیمی | پست الکترونيک | پروفايل
باور
اگر به خدای خود اعتماد داشتیم ، حتما از شکست ها لذت می بردیم ، نه اینکه از اهدافمان دلسرد شویم .

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:18 | 
چند پست اخیر و تمام پست های آینده
بهتر است آنچه در ذهنتان می گذرد را بنویسید ، نه آنچه که خوانندگان مطالبتان را راضی می کند .


پ.ن: بنا به یادآوری یک دوست ، "فیلم بازی نکنید !"

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:13 | 
سعی کنید
همه انسان ها را دوست بدارید ، نه فقط به خاطر خودشان بلکه به خاطر خالقشان .

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:7 | 
شباهت
تا حالا به شباهت عشق و پنیر دقت کردین ؟ 
زیادش آدمو خنگ می کنه ؛ اندازش به آدم تکامل میده ؛ و هیچکس هم تا حالا از بی پنیری نمرده !


پ.ن : این پست کاملا جدی بود.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:58 | 
نادانی!
بعضی ها چیزی را که نمی دانند ، چقدر با اطمینان و زیبا توضیح می دهند !

نمی دانم تنها این درس را اشتباه تدریس می کنند و همه می پذیرند ! یا درس های دیگر هم اینگونه اند و نادانی از من است ؟!

 بی دلیل هم نیست هیچ کس نمره کامل نمی گیرد ! کتاب پر از اشتباه ! استاد در حال ماست مالی کردن اشتباه ! شاگرد در پی تایید استاد ! 

چقدر زیبا خود و دیگران را گمراه می کنیم .

پ.ن: 30 دقیقه تمام مطلبی را شرح داد که می دانستم اشتباه می گوید . 
پ.ن 2 : در پی موقعیتی مناسب ام تا دیگران را از این اشتباه آگاه کنم .

راستی قضیه ماست مالی کردن می دونید چیه ؟

هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و ملکه فوزیه چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند. در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود بخشدار دستور می دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود دیوارها را موقتاً سفید نمایند، و به این منظور متجاوز از یکهزار و دویست ریال از کدخدای ده گرفتند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیۀ دیوارها را ماستمالی کردند.
|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:4 | 
گنج
پند آموز است ماجراي مردي كه زمين را مي كاويد تا ريشه هاي بي ثمر را از دل آن بيرون كشد، اما ناگاه گنجي بزرگ يافت؟!

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:58 | 
تائو 1
راهی که به نور می انجامد به نظر تاریک می آید.
راهی که به جلو می رود به نظر می رسد به عقب باز می گردد.
راه مستقیم طولانی به نظر می آید.
قدرت حقیقی ضعف به نظر می آید.
خلوص ناب کدر به نظر می آید.
ثبات واقعی تغییر به نظر می آید.
وضوح راستین گنگی به نظر می آید.
والاترین هنر ساده به نظر می آید.
عشق راستین بی تفاوتی به نظر می آید.
خرد ناب کودکی به نظر می آید.

|+| نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:43 | 

Designing & Supporting Tools By Arash RJ

Locations of visitors to this page


Clicky Web Analytics

Clicky

PageRank

ابزار حدیث روز برای وبلاگ ها و سایت ها

ابزار سخن بزرگان برای وبلاگ ها و سایت ها