|
دیدن
هرگاه بخواهم ببینم ، چشمانم را می بندم .
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 23:40 |
روزی
اختراع تلويزيون باعث شد كه بي سوادان هم عينكي شوند.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 3:25 |
چقدر ؟
از حکیمی پرسیدند: تا بهشت چقدر راه است؟
گفت: یک قدم.
از او پرسیدند: چطور؟
گفت: یک پایتان را روی نفس اماره بگذارید و پای دیگرتان را در بهشت.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 0:5 |
پیروز
من هرگز در زندگي ام شکست نخورده ام ، فقط گاهي وقتها، با كمبود وقت مواجه شده ام.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 22:32 |
فهم
پروردگارا ، مرافهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند...
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 18:1 |
دید
شما زیبا هستید . حتی اگر آن را احساس نکنید.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 16:8 |
خوبي
به دوستانت خوبي كن، محبت شان نسبت به تو بيشتر مي شود و به دشمنان خوبي كن تا دوست شوند.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه دهم مرداد 1388 و ساعت 1:45 |
سخن 480
دوستي با آدم نادان به اندازه بحث كردن با آدم مست، احمقانه است. (جبران خليل جبران)
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه دهم مرداد 1388 و ساعت 1:43 |
و خداوند می داند و شما نمی دانید.
مى گویند: مسجدى مى ساختند بهلول سر رسید و پرسید چه مى كنید؟ گفتند: مسجد مى سازیم . گفت : براى چه ؟ پاسخ دادند: براى چه ندارد ، براى رضاى خدا. بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگى تراشیدند و روى آن نوشتند "مسجد بهلول". شبانه آن را بالاى سر در مسجد نصب كرد. سازندگان مسجد روز بعد آمدند و دیدند بالاى در مسجد نوشته شده است مسجد بهلول ناراحت شدند؛بهلول را پیدا كرده به باد كتك گرفتند كه زحمات دیگران را به نام خودت قلمداد مى كنى ؟ بهلول گفت : مگر شما نگفتید كه مسجد را براى خدا ساخته ایم ؟ فرضا مردم اشتباه كنند و گمان كنند كه من مسجد را ساخته ام خدا كه اشتباه نمى كند. چه بسا كارهاى بزرگى كه از نظر ما بزرگ است ولى در نزد خدا پشیزى نمى ارزد. شاید بسیارى از بناهاى عظیم از معابد و مساجد و زیارتگاهها و بیمارستانها و پلها و كاروانسراها و مدرسه ها چنین سرنوشتى داشته باشند حسابش با خداست .
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه دهم مرداد 1388 و ساعت 1:29 |
کینه
خوش رویی کینه را از بین میبرد.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه نهم مرداد 1388 و ساعت 14:12 |
سرعت
عمر ارزش این را دارد که هر از گاهی توقف کنیم و با دقت به اطراف بنگریم شاید ...
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه نهم مرداد 1388 و ساعت 0:41 |
هرگاه
هرگاه سیر شوم، گرسنگان را فراموش می کنم.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 و ساعت 1:47 |
خوبی
به هر دشمنی خوبی كنی، دوست میشود، مگر نفس، كه هرچه بيشتر با او مدارا كنی، سركشتر می شود و دشمنیاش را با تو زيادتر میكند.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 و ساعت 1:37 |
دروغ نه
و چقدر بد است دروغ گفتن فقط برای امیدوار کردن دیگران.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 و ساعت 0:33 |
|
درباره وبلاگ
-نصيحت در جزئيات است و موعظه اعم است از كليات و جزئيات. ناشناسها همديگر را نصيحت نميكنند.
-و تو می اندیشی که این همه را خوانده ای بی آنکه ،همه ی مرا خوانده باشی..
-اگر چيزي دلم را نلرزاند هدفم نيست.
-افكار من بلند، اما زمان من كوتاه است. اميدوارم خود را به حدود سیصد سالگي برسانم.
-چه حقیرند مردمان، وقتی، نه جرات دوسـت داشتن دارند، نه اراده ی دوسـت نداشتن، نه لیاقت دوسـت داشته شدن، و نه متانت دوست داشته نشدن... اما شعر عـاشـقانه می خوانند، مدام!
-آرزو دارم كه تا آخرين لحظه، وجودم ثمره بخش باشد و هنگامي بميرم كه هيچ كاري از من برنيايد.
-من می نویسم تا فراموش کنم. تو می خوانی تا به یاد آوری!
-درد بزرگی است که عاشق باشی,اما معشوقی نداشته باشی و .. رنج عظیمی است که معشوق باشی, اما لیاقت عشق را در خود نیابی
-نامم را پدرم انتخاب کرد! نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد...
-معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد .
-گمان مبرید که اگر به حق سخنی به من گفته شود بر من سنگین آید و یا از کسی بخواهم مرا تجلیل و تعظیم کند،که هرکس شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او ناخوش و سنگین آید،عمل به حق و عدالت بر او سنگین تر است ،پس از سخن حق یا نظر عادلانه خودداری نکنید.
-خدایا ! تو دیر یا زود مشکل بندگانت را حل می کنی . توفیق بده تا من وسیله حل آن باشم .
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي
گفت و گو برنامه نويس برنامه نويسانِ خسته آموزش پرواز در شهر عجايب انشاء افكار من من و دوستان اتفاقات عجيب نامه ها ناظر قرآن و شعر شعر های من کشف های من داستانک های من مصاحبه با من نهج البلاغه سخن بزرگان نوشته های زیبا خبر دل نوشته متفرقه مناسبت ها شعر های زیبا حکایت تلخ نوشته ها وصیت نامه چشم ها را باید شست در پی پاسخ جمع المثل بد شانسی خصوصی با خدا قوانین تاکسی نشین تائو کاغذ ديواری ضرب المثلهای فارسی حرف مردم
پيوندها
امکانات
|