|
قدرت
همه مي توانند بدبختي را تحمل كنند. اگر مي خواهيد منش كسي را بيازماييد، به او قدرت بدهيد.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 22:49 |
احتیاط
وقتی تنها هستیم مواظب افکار خود
وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود
وقتی که در جامعه می باشیم مواظب زبان خود
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 16:28 |
حرف مردم 1
من تا امروز 3 تا دوست پیدا کردم. گوینده : دختر 7-6 ساله شنونده : مادر
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 2:33 |
حرف مردم
حتما برای شما هم پیش اومده که در مسیر راه به طور کاملا تصادفی حرف هایی از زبان مردم اطراف میشنوید که هیچ آشنایی با این افراد ندارید . من این بخش رو به وب اضافه کردم تا بعضی از این حرف ها رو بنویسم . علت این کار رو هم چند ماه دیگه میگم.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 2:31 |
پاستیل
امروز یه سوال برام پیش اومد : چرا پاستیل ها رو به شکل های زیبا درست نمی کنند ! (آخه قورباغه و دندون مصنوعی و .. هم شد شکل مناسب برای یک خوردنی ؟)
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 1:56 |
ببخشید
بخشودن یعنی از گذشته بیرون رفتن.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 23:44 |
در پایان
در پايان زندگي، از روي تعداد مدرك هايي كه گرفته ايم، ميزان مالي كه اندوخته ايم و كار هاي بزرگي كه به انجام رسانده ايم، در باره ي ما داوري نخواهد شد. بلكه از ما خواهند پرسيد: آيا گرسنه اي را سير كردي؛ برهنه اي را لباس پوشاندي و بي خانه اي را پناه بخشيدي؟ گرسنه ي نه فقط لقمه نان كه گرسنه ي عشق، برهنه ي نه فقط از تن پوش كه برهنه ي از عزت و احترام انساني و بي خانه اي نه فقط از خشت و گل كه بي خانمان به سبب طرد و رانده شدن.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 3:10 |
درمان
اگر دو عبارت "خسته ام" و "حالم خوب نيست"را از زندگي خود پاك می کردیم، نيمي از بي حالي و بيماري خود را درمان كرده بودیم.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 2:54 |
سخن 483
زندگي حتي با عشق گم شده نيز شيرين تر از زندگي بي عشق است.
(تاگور)
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 2:48 |
قدرت
تا زماني كه به قدرت نرسيده اي فرمانبردار باش و چون به آن رسيدي ، فروتن.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 2:44 |
ساده
هيچ عيب ندارد كه دانا و فيلسوف باشيد، ولي اگر هستيد، طوري رفتار كنيد تا كساني كه با شما حرف مي زنند، تصور كنند مانند خودشان ساده ايد.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت 2:13 |
بی گناه
اسب مردی را دزدیده بودند. مرد حیران و سرگردان از این و آن سراغ اسب را می گرفت.
یکی گفت: “گناه تو بود که اسب را خود نبستی.”
دیگری گفت: “گناه غلام تو بود، که در طویله را باز گذاشته بود.”
مرد که درمانده شده بود، گفت : "راستی که همۀ گناهان را ما کردیم، و دزد بی گناه است!"
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه شانزدهم مرداد 1388 و ساعت 21:57 |
سخن 482
از كسانى كه پاداشى از شما نمىخواهند و خود (نيز) بر راه راست قرار دارند پيروى كنيد.
(قرآن کریم - سوره یس آیه 21)
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه شانزدهم مرداد 1388 و ساعت 1:4 |
سخن 481
فرصت شكوفايي قدرتهاي باشكوه در درون خود، زماني از راه مي رسد كه دشواري زندگي از هميشه بيشتر است. (جوزف كمپل)
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 و ساعت 21:9 |
|
درباره وبلاگ
-نصيحت در جزئيات است و موعظه اعم است از كليات و جزئيات. ناشناسها همديگر را نصيحت نميكنند.
-و تو می اندیشی که این همه را خوانده ای بی آنکه ،همه ی مرا خوانده باشی..
-اگر چيزي دلم را نلرزاند هدفم نيست.
-افكار من بلند، اما زمان من كوتاه است. اميدوارم خود را به حدود سیصد سالگي برسانم.
-چه حقیرند مردمان، وقتی، نه جرات دوسـت داشتن دارند، نه اراده ی دوسـت نداشتن، نه لیاقت دوسـت داشته شدن، و نه متانت دوست داشته نشدن... اما شعر عـاشـقانه می خوانند، مدام!
-آرزو دارم كه تا آخرين لحظه، وجودم ثمره بخش باشد و هنگامي بميرم كه هيچ كاري از من برنيايد.
-من می نویسم تا فراموش کنم. تو می خوانی تا به یاد آوری!
-درد بزرگی است که عاشق باشی,اما معشوقی نداشته باشی و .. رنج عظیمی است که معشوق باشی, اما لیاقت عشق را در خود نیابی
-نامم را پدرم انتخاب کرد! نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد...
-معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد .
-گمان مبرید که اگر به حق سخنی به من گفته شود بر من سنگین آید و یا از کسی بخواهم مرا تجلیل و تعظیم کند،که هرکس شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او ناخوش و سنگین آید،عمل به حق و عدالت بر او سنگین تر است ،پس از سخن حق یا نظر عادلانه خودداری نکنید.
-خدایا ! تو دیر یا زود مشکل بندگانت را حل می کنی . توفیق بده تا من وسیله حل آن باشم .
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي
گفت و گو برنامه نويس برنامه نويسانِ خسته آموزش پرواز در شهر عجايب انشاء افكار من من و دوستان اتفاقات عجيب نامه ها ناظر قرآن و شعر شعر های من کشف های من داستانک های من مصاحبه با من نهج البلاغه سخن بزرگان نوشته های زیبا خبر دل نوشته متفرقه مناسبت ها شعر های زیبا حکایت تلخ نوشته ها وصیت نامه چشم ها را باید شست در پی پاسخ جمع المثل بد شانسی خصوصی با خدا قوانین تاکسی نشین تائو کاغذ ديواری ضرب المثلهای فارسی حرف مردم
پيوندها
امکانات
|