|
سخن 489
سخنان سودمند را بايد نشر كرد، مانند افشاندن تخم گندم؛ حتي اگر آب و هوا و زمين به روياندن و بار آوردن دانه ها ياري نرساند، باز در گوشه و كنار خرمن، سنبلها و خوشه هاي كمي سر دهد و برويد. (لقمان)
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 23:30 |
نكته
در هر تجربه اي، نكته اي ارزشمند مي توانیم پيدا كنیم و اگر از هر تجربه، نكته اي و نظريه اي را دريابیم، در آن صورت، پيوسته رشد خواهیم كرد.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 21:4 |
خوشبختي
به ياد داشته باشيد كه خوشبختي انسان به مقام يا دارايي او بستگي ندارد، خوشبختي، تنها به انديشه ي او بستگي دارد.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 21:3 |
حق
بقدر نیستی تو، هستی حق ظاهر می شود. نمی بینی که در رکوع، "سبحان ربی العظیم" می گویی و در سجود "سبحان ربی الاعلی" ؟
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 23:3 |
رضایت
من تنها این را میدانم که باید بهترین چیزی را که در
خود داریم عرضه کنیم. این تنها چیزی است که می تواند رضایت آفرین باشد.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 19:54 |
نمونه باشید.
سعی کنید صبور باشید نه فقط با افرادی که اشتباهات کوچک کرده اند چون این کار بسیار ساده ای است . بلکه با افرادی که اشتباهات بزرگی کرده اند.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 19:46 |
تکرار
جالب است ! بعضی ها نمی آیند که ببینند چه می نویسم و ... می آیند تا ببینند چه زمانی در اینجا تخته می شود و بگویند دیدی ... ؟ پ.ن : خداوند همه را به آرزو هایشان برساند .
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 1:9 |
اعتراض
از آدم هایی که اعتراض می کنند خوشم می آید نه از آدم هایی که چشمانشان را می بندند و فقط اعتراض می کنند .
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 0:51 |
جالب
جالب است دیگر از سکوت هم چیزی نمی فهمند !
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 0:11 |
راه
جايي كه راه نيست خداوند راه مي گشايد.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 23:48 |
امروزم
من از فرداي خود نمي ترسم، ديروز سپري شده، امروزم را دوست دارم.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 19:18 |
سخن 488
ازدواج چيزي جز يك دوستي كه به تصويب پليس رسيده است، نمي باشد. (سارا برنار)
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 19:16 |
سخن 487
زندگي يك خواب است و عشق روياي آن. (آلفرد دوموسه) (نویسنده فرانسوی)
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 19:13 |
فراتر
خود را در بند اين كنيد كه از حد انتظاري كه ديگران از شما دارند فراتر برويد.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 19:11 |
سخن 486
شاد كردن قلبي با عمل، بهتر از هزاران سر است كه به نيايش خم شده باشد. (گاندي)
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 21:41 |
تقويم
نگذاريم تقويم و ساعت، اين حقيقت را از يادمان ببرد كه لحظه لحظه ي زندگي يك معجزه است و در پس آن، حقيقتي.
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 18:0 |
|
درباره وبلاگ
-نصيحت در جزئيات است و موعظه اعم است از كليات و جزئيات. ناشناسها همديگر را نصيحت نميكنند.
-و تو می اندیشی که این همه را خوانده ای بی آنکه ،همه ی مرا خوانده باشی..
-اگر چيزي دلم را نلرزاند هدفم نيست.
-افكار من بلند، اما زمان من كوتاه است. اميدوارم خود را به حدود سیصد سالگي برسانم.
-چه حقیرند مردمان، وقتی، نه جرات دوسـت داشتن دارند، نه اراده ی دوسـت نداشتن، نه لیاقت دوسـت داشته شدن، و نه متانت دوست داشته نشدن... اما شعر عـاشـقانه می خوانند، مدام!
-آرزو دارم كه تا آخرين لحظه، وجودم ثمره بخش باشد و هنگامي بميرم كه هيچ كاري از من برنيايد.
-من می نویسم تا فراموش کنم. تو می خوانی تا به یاد آوری!
-درد بزرگی است که عاشق باشی,اما معشوقی نداشته باشی و .. رنج عظیمی است که معشوق باشی, اما لیاقت عشق را در خود نیابی
-نامم را پدرم انتخاب کرد! نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد...
-معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد .
-گمان مبرید که اگر به حق سخنی به من گفته شود بر من سنگین آید و یا از کسی بخواهم مرا تجلیل و تعظیم کند،که هرکس شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او ناخوش و سنگین آید،عمل به حق و عدالت بر او سنگین تر است ،پس از سخن حق یا نظر عادلانه خودداری نکنید.
-خدایا ! تو دیر یا زود مشکل بندگانت را حل می کنی . توفیق بده تا من وسیله حل آن باشم .
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي
گفت و گو برنامه نويس برنامه نويسانِ خسته آموزش پرواز در شهر عجايب انشاء افكار من من و دوستان اتفاقات عجيب نامه ها ناظر قرآن و شعر شعر های من کشف های من داستانک های من مصاحبه با من نهج البلاغه سخن بزرگان نوشته های زیبا خبر دل نوشته متفرقه مناسبت ها شعر های زیبا حکایت تلخ نوشته ها وصیت نامه چشم ها را باید شست در پی پاسخ جمع المثل بد شانسی خصوصی با خدا قوانین تاکسی نشین تائو کاغذ ديواری ضرب المثلهای فارسی حرف مردم
پيوندها
امکانات
|