| خانه | آرشيو | پست های قدیمی | پست الکترونيک | پروفايل |
|
فرض کنید . . .
به شما، این امکان را میدهند که از بین سه نفر یک رئیس برای دنیا انتخاب کنیدکه بتواند به بهترین وجه دنیا را رهبری کرده صلح و ترقی و خوشبختی برای بشریت به ارمغان بیاورد. بین این سه داوطلب کدام را انتخاب میکنید. قبلا یک سوال: شما مشاور و مددکار اجتماعی هستید . . . . زن حامله ای میشناسید که هشت فرزند دارد. سه فرزند او ناشنوا، دو فرزند کور و یکی عقب مانده هستند. در ضمن خود این خانم مبتلا به مرض سیفیلیس است. از شما مشورت میخواهد که آیا سقط جنین کند یا نه . . . . با تجارب زندگی که دارید به ایشان چه پیشنهادی میدهید؟ خواهید گفت سقط کند؟ فعلا بریم سراغ سه نامزد ریاست بر جهان شخص اول:او با سیاستمداران رشوه خوار و بد نام کار میکند، از فالگیر غیب گو و منجم مشورت میگیرد. در کنار زنش دو معشوقه دارد. شدیدا سیگاری بوده و روزی هم ده لیوان مشروب میخورد. شخص دوم :از دو محل کار اخراج شده، تا ساعت 12 ظهر میخوابد.در مدرسه چند بار رفوزه شده.در جوانی تریاک میکشیده و تحصیلات آنچنانی ندارد. ایشان روزی یک بطر ویسکی میخورد، بی تحرک و چاق است. شخص سوم:دولت کشورش به ایشان مدال شجاعت داده، گیاهخوار بوده و دارای سلامت کامل هست. به سیگارومشروب دست نمیزند و در گذشته هیچ گونه رسوایی به بار نیاورده. به چه کسی رأی میدهید؟ کاندید اول : فرانکلین روز ولت کاندید دوم : وینستون چرچیل کاندید سوم :آدولف هیتلر چه درسی میگیریم؟ راستی خانم حامله فراموش نشود. اگر به آن خانم پیشنهاد سقط جنین دادید همان بس که لودویگ فان بتهوون را به کشتن دادید! |+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در پنجشنبه سی ام مهر 1388 و ساعت 15:21 |
يادم باشد
يادم باشد حرفي نزنم كه دلي بلرزد؛ خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را
يادم باشد كه روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نيست
يادم باشد جواب كينه را با كمتر از مهر و جواب دورنگي را با كمتر از صداقت ندهم
يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم
يادم باشد از چشمه درس خروش بگيرم و ازآسمان درس پاك زيستن
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست...
يادم باشد با سنگ هم لطيف رفتار كنم؛ مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام... نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان
يادم باشد زندگي را دوست بدارم
يادم باشد هرگاه ارزش زندگي از يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد
يادم باشد معجزه قاصدك ها را باور داشته باشم
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز مي شود
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم ونترسانم
يادم باشد كه زنده ام
از طرف یکی از دوستان و اعضای عزیز انجمن دوستداران موفقیت
|+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت 3:47 |
سخن 512
دانش را بجوييد که آن رشته ميان شما وخداوند است . (پيامبر خدا صلي الله عليه و آله) |+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 12:32 |
اهل معرفت و جوانمردی
شیوانا جعبه ای بزرگ پر از مواد غذایی و سکه وطلا را به خانه زنی با چندین بچه قد ونیم قد برد .
زن خانه وقتی بسته های غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویی از همسرش و گفت:ای کاش همه مثل شما اهل معرفت و جوانمردی بودند.
شوهر من آهنگری بود ، که از روی بی عقلی دست راست ونصف صورتش را در یک حادثه در کارگاه آهنگری از دست داد و مدتی بعد از سوختگی علیل و از کار افتاده گوشه خانه افتاد تا درمان شود. وقتی هنوز مریض و بی حال بود چندین بار در مورد برگشت سر کارش با او صحبت کردم ولی به جای اینکه دوباره سر کار آهنگری برود می گفت که دیگر با این بدنش چنین کاری از او ساخته نیست و تصمیم دارد سراغ کار دیگر برود .
من هم که دیدم او دیگر به درد ما نمی خورد ، برادرانم را صدا زدم و با کمک آنها او از خانه و دهکده بیرون انداختیم تا لا اقل خرج اضافی او را تحمل نکنیم .
با رفتن او ، بقیه هم وقتی فهمیدن وضع ما خراب شده از ما فاصله گرفتن و امروز که شما این بسته های غذا و پول را برایمان آوردید ما به شدت به آنها نیاز داشتیم .
ای کاش همه انسانها مثل شما جوانمرد و اهل معرفت بودند! "شیوانا تبسمی کرد وگفت :" حقیقتش من این بسته ها را نفرستادم . یک فروشنده دوره گرد امروز صبح به مدرسه ما آمد و از من خواست تا اینها را به شما بدهم و ببینم حالتان خوب هست یا نه !!؟ همین!
"شیوانا این را گفت و از زن خداحافظی کرد تا برود . در آخرین لحظات ناگهان برگشت و ادامه داد:
راستی یادم رفت بگویم که دست راست و نصف صورت این فروشنده دوره گردهم سوخته بود.
|+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 2:27 |
سخن 511
بزرگترین گناه ناامیدی ست. (امام علی (ع)) |+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 18:37 |
پشتکار
تمام موفقیت تو بخاطر پشتکار توست نه استعداد و ذکاوت هوشت .
|+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 16:13 |
كار
هنگام كار كردن راحت هستم ، چيزي كه مرا خسته مي كند بيكاري و ديدار اشخاص است.
|+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 15:0 |
گاهي
گاهي بي آنكه بدانيم به چيزها و يا كساني عادت ميكنيم كه بعد از دست دادنش پي به بودنش ميبريم ...
درست مثل زماني كه باتري ساعت تمام می شود ...
|+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 3:27 |
افزایش توجه و دقت در کلاس درس
۱- پیش مطالعه: بدست آوردن اطلاعات جزئی در مورد مطالبی که قرار است تدریس شوند شور و شوق و میل به یادگیری شمارا افزایش می دهد در این حالت تمرکز شما بیشتر است.
2- شنونده ای فعال باشید: برای این که شنونده فعالی باشید یادداشت بردارید حتی اگر احساس می کنید نیازی با اینکار نیست.فایده این کار این است که ذهن شما با مطالب درگیر می شود و دچار خستگی و خواب الودگی نمی شوید. اما این یادداشت برداری با یادداشت برداری هنگام مطالعه متفاوت است و به سه طریق انجام می شود:
الف) از صحبتهای استاد.
ب)از عوامل حواس پرتی مثل افکار مزاحم یا کارهایی که بعد از کلاس باید انجام دهید.
ج)از سوالاتی که درباره مطالب به ذهنتان می رسد.(شنونده منتقد) گاهی هم ممکن است در تدریس مطالب جدید به مطالبی در گذشته اشاره می شود که ازآنها بیخبرید در این موارد با شهامت سوال بپرسید.
3- فرمانهای ذهنی (هدف): قبل از این که به کلاس بروید برای خود هدف تعیین کنید مثلا مشخص کنید برای خندیدن به کلاس میروید؟ آیا قصد دارید چیزی را یاد بگیرید؟ این برنامه های ذهنی فعالیتهای کلاسی شما را جهت میدهند. پس قبل از کلاس اهداف مشخص و واضحی (نه کلی و مبهم) را برای خود مشخص کنید. مثلا:چرا رعد و برق ایجاد می شود؟(درست) می روم چیزی یاد بگیرم؟(غلط) اگر بگویید بریم که غیبت نخوریم یا بریم که بخندیم به ذهنتان فرمان میدهید که چیزی یاد نگیرد و تمرکز نکند. و کل حواس شما متمرکز می شود تا موضوعات خنده دار را کشف کند یا به دنبال راهی برای بوجود آوردن آنها باشد. چون شما از ذهنتان فقط همین را انتظار دارید.
|+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 2:43 |
زبان
زبان آدمی از شگرفترین آفرینشهای خداوند است. گاهی سرخ است و سر سبز بر باد می دهد. گاهی شیرین است و مرهم بر دل زخم دیده می نهد. گاهی تند می شود و پرخاش می گوید و گاهی هم به قول مولوی همچون سوسنان خاموش می شود. گاهي زبان چنان برنده مي شود که به قول دهلوی تیغ در برابر آتشش چو آب می شود: تیغ خوش و تیغ زبان ناخوش است تیغ چو آبست و زبان آتش است گاهی هم آتش زبان چنان تند است که تلاش می کند حتی نور خدا را کم سو کند (سوره ۶۱ آیه ۸) ولی خدا نور خود را کامل می کند. بارها شده که در مواجه با تیغ زبان در دو راهی انتخاب ایستاده ایم. آیا باید جواب تیغ را با تیغ داد و یا آرام بگذشت و تیغ زبان را با لطافت سکوت مدارا کرد. اینجاست که باید از قرآن شنید و از روان انبیا راه و روش آموخت. باید که هر تندی را با سخنی نغز لطیف کرد. باید که هر درشتی را با نرمی مدارا کرد و تیغ زبان نا اهلان را در نیام فرو برد. اگر مدارا کارگر نبود باید صبر کرد و شکیبایی پیشه کرد. باید گذشت و به خدا توکل کرد. چرا که یاری خدا می آید و نور خدا را نتوان خاموش کرد (سوره ۶ آیه ۳۴). |+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 2:52 |
هفت
و بر فراز شما هفت آسمان استوار را بنا کردیم...
پ.ن: قرآن کریم |+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 2:46 |
تنها
تنها بمانید و فقط با کسی باشید که نیازی به توضیح دادن برای او نباشد .
|+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 1:21 |
از دست داديم
از مكارم الاخلاق هر چه به ما به ارث رسيد، از دست داديم.
|+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 0:12 |
شعر های زیبا 42
انان که خاک را به نظر کیمیا کنند ایا بود که گوشه چشمی به ما کنند دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبش دوا کنند چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست ان به که کار خود به عنایت رها کنند می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند حالی درون پرده بسی فتنه می رود تا آن زمان که پرده بر افتد چه ها کنند |+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 و ساعت 10:56 |
تصادف
تصادف، كلمه اي بي معني است؛ هيچ چيز بدون دليل به وجود نمي آيد.
|+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 و ساعت 9:0 |
کلید
همهی ما در زندگی با مشکلاتی برخورد می کنیم ...
مهم نیست قفلها دست کیه ،مهم اینه که همه کلیدها دست خداست...
|+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 20:39 |
فراتر
خود را در بند اين كنيد كه از حد انتظاري كه ديگران از شما دارند فراتر برويد.
|+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 9:27 |
امید
به روايت افسانهها روزي شيطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد.
او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت. اين وسايل شامل خودپرستي، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرتطلبي و ديگر شرارتها بود. ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر ميرسيد، بهاي گران داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد ... كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست؟ شيطان پاسخ داد : اين نوميدي و افسردگي است . آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است؟ شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون اين مؤثرترين وسيلة من است. هرگاه ساير ابزارم بياثر ميشوند، فقط با اين وسيله ميتوانم در قلب انسانها رخنه كنم و كاري را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسي را به احساس نوميدي، دلسردي و اندوه وا دارم، ميتوانم با او هر آنچه ميخواهم بكنم.. من اين وسيله را در مورد تمامي انسانها به كار بردهام. به همين دليل اين قدر كهنه است. |+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 9:25 |
وقتی
وقتی تنهاییم دنبال یک دوست می گردیم، وقتی پیداش کردیم دنبال عیب هاش می گردیم
وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش می گردیم… و باز تنهاییم |+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 9:23 |
کوچک - بزرگ
یک ارباب کوچک بودن
بهتر از یک نوکر برگ بودن است.
|+|
نوشته شده توسط آرش آرجی در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 9:20 |
|
درباره وبلاگ
![]()
-نصيحت در جزئيات است و موعظه اعم است از كليات و جزئيات. ناشناسها همديگر را نصيحت نميكنند.
-و تو می اندیشی که این همه را خوانده ای بی آنکه ،همه ی مرا خوانده باشی.. -اگر چيزي دلم را نلرزاند هدفم نيست. -افكار من بلند، اما زمان من كوتاه است. اميدوارم خود را به حدود سیصد سالگي برسانم. -چه حقیرند مردمان، وقتی، نه جرات دوسـت داشتن دارند، نه اراده ی دوسـت نداشتن، نه لیاقت دوسـت داشته شدن، و نه متانت دوست داشته نشدن... اما شعر عـاشـقانه می خوانند، مدام! -آرزو دارم كه تا آخرين لحظه، وجودم ثمره بخش باشد و هنگامي بميرم كه هيچ كاري از من برنيايد. -من می نویسم تا فراموش کنم. تو می خوانی تا به یاد آوری! -درد بزرگی است که عاشق باشی,اما معشوقی نداشته باشی و .. رنج عظیمی است که معشوق باشی, اما لیاقت عشق را در خود نیابی -نامم را پدرم انتخاب کرد! نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد... -معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد . -گمان مبرید که اگر به حق سخنی به من گفته شود بر من سنگین آید و یا از کسی بخواهم مرا تجلیل و تعظیم کند،که هرکس شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او ناخوش و سنگین آید،عمل به حق و عدالت بر او سنگین تر است ،پس از سخن حق یا نظر عادلانه خودداری نکنید. -خدایا ! تو دیر یا زود مشکل بندگانت را حل می کنی . توفیق بده تا من وسیله حل آن باشم . منوي اصلي
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته هاي پيشين
هفته سوم اسفند 1388هفته دوم اسفند 1388 هفته اوّل اسفند 1388 هفته چهارم بهمن 1388 هفته سوم بهمن 1388 هفته دوم بهمن 1388 هفته اوّل بهمن 1388 هفته چهارم دی 1388 هفته سوم دی 1388 هفته دوم دی 1388 هفته اوّل دی 1388 هفته چهارم آذر 1388 هفته سوم آذر 1388 هفته دوم آذر 1388 هفته اوّل آذر 1388 هفته چهارم آبان 1388 هفته سوم آبان 1388 هفته دوم آبان 1388 هفته اوّل آبان 1388 هفته چهارم مهر 1388 هفته دوم مهر 1388 هفته اوّل مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته سوم شهریور 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته دوم مرداد 1388 هفته اوّل مرداد 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته سوم تیر 1388 هفته دوم تیر 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته اوّل خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم فروردین 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته اوّل فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 آرشيو موضوعي
گفت و گوبرنامه نويس برنامه نويسانِ خسته آموزش پرواز در شهر عجايب انشاء افكار من من و دوستان اتفاقات عجيب سخن بزرگان نوشته های زیبا خبر دل نوشته متفرقه مناسبت ها شعر های زیبا حکایت تلخ نوشته ها وصیت نامه چشم ها را باید شست در پی پاسخ جمع المثل بد شانسی خصوصی با خدا قوانین تاکسی نشین تائو کاغذ ديواری ضرب المثلهای فارسی حرف مردم پيوندها
گروه امنیتی پرشین فاکسآرش آرجی مقالات انگلیسی شرلوک هولمز خاطرات تنهایی از تو به هر اشاره فیزیکدان علم روز ترانه های خیام ضرب المثل های ایرانی زندگی زیباست! دختر تنها غمی غمناک بچه های قلم اولین و بزرگترین سایت مرجع کرک در ایران اولین و بزرگترین سایت مرجع هک در ایران شکوفه های هلو بزرگان ایران نقطه سر خط فانی در فانی baroon آوای آزاد پايگاه اطلاع رساني شيعيان جملات زیبا سازمان ملل متحد پخش مستقیم و زنده حرم امام حسین(ع) ماه در این لحظه ! عادت ميکنيم خط میخی ! ضرب المثلهای مشهور ایران موجودات فضایی بانک سخنان معرفی روستای چولاب سفیر امید گلستان سخن در جستجوی بهار قلم معلم شیروان زیبا فرصت صـــــدای بی صـــــدا واحد پاسخ به سوالات دینی پاسخگو اي فرياد رس بندگان... بينهايت سفسطه امکانات
|
|
Designing & Supporting Tools By Arash RJ |
ابزار حدیث روز برای وبلاگ ها و سایت ها
ابزار سخن بزرگان برای وبلاگ ها و سایت ها