|
شکر
یکیدر پيش بزرگى از فقر خود شكايت می كرد و سخت می ناليد. گفت: خواهى كه ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟ گفت: البته كه نه. دو چشم خود را با همه دنيا عوض نمی كنم.
گفت: عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه می کنى؟
گفت: نه.
گفت: گوش و دست و پاى خود را چطور؟
گفت: هرگز.
بزرگ گفت: پس هم اكنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است، باز شكايت دارى و گله می کنى؟! بلكه تو حاضر نخواهى بود كه حال خويش را با حال بسيارى از مردمان عوض كنى و خود را خوش تر و خوشبخت تر از بسيارى از انسان هاى اطراف خود می بینى. پس آنچه تو را داده اند، بسیار بیش تر از آن است كه ديگران را داده اند و تو هنوز شكر اين همه را به جاى نياورده، خواهان نعمت بيشترى هستى؟!
| +|
نوشته شده توسط آرش آرجی در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 14:56 |
|
درباره وبلاگ
-نصيحت در جزئيات است و موعظه اعم است از كليات و جزئيات. ناشناسها همديگر را نصيحت نميكنند.
-و تو می اندیشی که این همه را خوانده ای بی آنکه ،همه ی مرا خوانده باشی..
-اگر چيزي دلم را نلرزاند هدفم نيست.
-افكار من بلند، اما زمان من كوتاه است. اميدوارم خود را به حدود سیصد سالگي برسانم.
-چه حقیرند مردمان، وقتی، نه جرات دوسـت داشتن دارند، نه اراده ی دوسـت نداشتن، نه لیاقت دوسـت داشته شدن، و نه متانت دوست داشته نشدن... اما شعر عـاشـقانه می خوانند، مدام!
-آرزو دارم كه تا آخرين لحظه، وجودم ثمره بخش باشد و هنگامي بميرم كه هيچ كاري از من برنيايد.
-من می نویسم تا فراموش کنم. تو می خوانی تا به یاد آوری!
-درد بزرگی است که عاشق باشی,اما معشوقی نداشته باشی و .. رنج عظیمی است که معشوق باشی, اما لیاقت عشق را در خود نیابی
-نامم را پدرم انتخاب کرد! نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد...
-معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد .
-گمان مبرید که اگر به حق سخنی به من گفته شود بر من سنگین آید و یا از کسی بخواهم مرا تجلیل و تعظیم کند،که هرکس شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او ناخوش و سنگین آید،عمل به حق و عدالت بر او سنگین تر است ،پس از سخن حق یا نظر عادلانه خودداری نکنید.
-خدایا ! تو دیر یا زود مشکل بندگانت را حل می کنی . توفیق بده تا من وسیله حل آن باشم .
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي
گفت و گو برنامه نويس برنامه نويسانِ خسته آموزش پرواز در شهر عجايب انشاء افكار من من و دوستان اتفاقات عجيب نامه ها ناظر قرآن و شعر شعر های من کشف های من داستانک های من مصاحبه با من نهج البلاغه سخن بزرگان نوشته های زیبا خبر دل نوشته متفرقه مناسبت ها شعر های زیبا حکایت تلخ نوشته ها وصیت نامه چشم ها را باید شست در پی پاسخ جمع المثل بد شانسی خصوصی با خدا قوانین تاکسی نشین تائو کاغذ ديواری ضرب المثلهای فارسی حرف مردم
پيوندها
امکانات
|